همزمان با تداوم گمانهزنیها درباره آینده روابط تهران و واشنگتن و پیامدهای آن برای معادلات منطقه، دلشاد مجید، نویسنده، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی کرد مقیم اروپا، در یادداشتی اختصاصی برای کردپرس، با نگاهی ژئوپلیتیکی به روند مذاکرات ایران و آمریکا، این گفتوگوها را فراتر از پرونده هستهای ارزیابی کرده و معتقد است رقابت بر سر انرژی، مسیرهای تجارت جهانی، نفوذ چین در خلیج فارس و بازتعریف موازنه قدرت در خاورمیانه، محرک اصلی مذاکرات کنونی است. آنچه در ادامه میآید، متن کامل این یادداشت است.
واشنگتن و تهران: جنگ، مانور یا توافق؟
مذاکرات ایران و آمریکا به کجا میرود؟
بسیاری از دوستان از من میپرسند که نگاهت به مذاکرات امروز میان آمریکا و ایران چیست؟
به باور من، این مذاکرات در دو مرحله پیش میرود. در مرحله نخست، آمریکا سیاست مانور و وقتکشی را دنبال میکند و احتمال وقوع جنگ بسیار کم است. اما در مرحله دوم، به احتمال زیاد گفتوگوهای جدی برای دستیابی به یک توافق نهایی آغاز خواهد شد.
در اینجا با طرح برخی واقعیتها، استدلالها و تحلیلها، تلاش میکنیم توضیح دهیم که چرا این مذاکرات در دو مرحله پیش میرود.
مرحله نخست
مرحله نخست، دوره ۶۰ روزه و مرتبط با محاسبات انتخاباتی در اسرائیل و آمریکا است. در این مرحله، آمریکا به مانور سیاسی روی میآورد و هیچ توافق نهایی حاصل نمیشود.
این موضوع به دو دلیل اصلی بازمیگردد:
نخست: انتخابات اسرائیل
این مسئله با انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر ارتباط دارد. هرگونه توافق با ایران ممکن است به عاملی تبدیل شود که بار دیگر به نفع نتانیاهو و جریانهای تندرو در انتخابات تمام شود.
دوم: انتخابات آمریکا
دلیل دوم به انتخابات آمریکا در ۳ نوامبر مربوط میشود. جمهوریخواهان نگراناند که چنین توافقی به ابزاری برای فشار سیاسی از سوی دموکراتها از یک سو و لابی اسرائیل (AIPAC) از سوی دیگر تبدیل شود.
در این مرحله نه تحریمهای اقتصادی لغو میشود و نه داراییهای بلوکهشده ایران آزاد خواهد شد؛ اما تنگه هرمز باز میماند و ایران بهطور عادی نفت خود را میفروشد و تجارتش را ادامه میدهد. همچنین تهدیدها و تنشهایی نیز رخ خواهد داد، اما همگی تحت کنترل خواهند بود و بیشتر در خدمت تبلیغات انتخاباتی قرار میگیرند.
مرحله دوم
این مرحله پس از انتخابات آمریکا و اسرائیل آغاز میشود. به احتمال زیاد در این مرحله نوعی توافق حاصل خواهد شد و روند توافق نیز بهصورت تدریجی و متناسب با پاسخ ایران به مطالبات آمریکا پیش خواهد رفت.
در اینجا با دو پرسش اساسی روبهرو هستیم:
* چرا احتمال توافق زیاد است؟
* مطالبات آمریکا چیست؟
پاسخ به پرسش نخست
پس از سفر ترامپ و گروهی از سرمایهداران همراه او به چین، به نظر میرسد واشنگتن به این نتیجه رسیده که پکن از ادامه جنگ حمایت نمیکند و اگر آمریکا وارد جنگ نشود، چین نیز از روابط خود با ایران دست نخواهد کشید و در فشار بر تهران برای بازگشایی هرمز مشارکت نخواهد کرد.
پس از این سفر، لحن تهدیدآمیز آمریکا علیه ایران نیز تا حدی کاهش یافته و نرمتر شده است. این امر نشان میدهد که واشنگتن دریافته است در صورت عدم توافق با ایران، اقتصاد و بازار ایران بیش از پیش در مدار اقتصاد چین قرار خواهد گرفت.
همچنین آمریکا نمیخواهد تنگه هرمز به عرصه نفوذ گسترده چین تبدیل شود؛ بهویژه در صورت ایجاد پایگاههای دریایی و نظامی چین در هرمز و جزایر خلیج فارس. در آن صورت، نفوذ چین نه تنها بر منابع انرژی ایران، بلکه بر بخش بزرگی از انرژی خلیج فارس گسترش خواهد یافت.
از سوی دیگر، آمریکا به این جمعبندی رسیده که کشورهای خلیج فارس نیز به این باور رسیدهاند که واشنگتن دیگر قادر به تأمین کامل امنیت آنان نیست. به همین دلیل کشورهایی مانند عربستان سعودی، عمان و قطر روابط خود را با ایران عادیتر کردهاند و قطر حتی به یکی از بازیگران اصلی در روند مذاکرات تبدیل شده است.
علاوه بر این، آمریکا از شکلگیری یک ائتلاف چهارجانبه میان ترکیه، پاکستان، مصر و عربستان سعودی نیز نگران است؛ ائتلافی که ممکن است در آینده به مانعی در برابر برخی طرحها و برنامههای آمریکا و اسرائیل در منطقه تبدیل شود.
بنابراین، اگر از منظر منافع راهبردی آمریکا به موضوع نگاه کنیم، بهترین گزینه برای واشنگتن رسیدن به توافق با ایران و نزدیکتر کردن تهران به خود است؛ زیرا در غیر این صورت، احتمال از دست رفتن موازنههای منطقهای به سود رقبای آمریکا افزایش مییابد.
پاسخ به پرسش دوم
شرط اصلی موفقیت مذاکرات و رسیدن به توافق، اجرای مطالبات آمریکا است. مهمترین این مطالبات عبارتاند از:
* گشودن درهای سرمایهگذاری به روی شرکتهای آمریکایی در ایران.
* فروش نفت و گاز در چارچوب نظام پترو دلار.
* فروش نفت به چین با قیمتهای جهانی و بدون تخفیفهای قابل توجه.
* استفاده از بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران برای خرید کالاها و تجهیزات آمریکایی.
* مشارکت آمریکا در سازوکار نظارت و مدیریت تنگه هرمز.
* دریافت نکردن عوارض یا مالیات از کشتیهای تجاری، بهویژه کشتیهای آمریکایی.
جمعبندی
مذاکرات میان واشنگتن و تهران تنها به پرونده هستهای محدود نمیشود، بلکه عرصهای از رقابت بر سر اقتصاد، انرژی، مسیرهای تجاری و توازن قدرت در منطقه است.
اگر دو طرف بتوانند بر سر مسائل اصلی به تفاهم برسند، احتمال دستیابی به توافق افزایش خواهد یافت. اما اگر یکی از این موارد به مانعی جدی تبدیل شود، دوره وقتکشی طولانیتر خواهد شد و بازگشت تنشها نیز دور از انتظار نخواهد بود.
دلشاد مجید

نظر شما