شکست پروژه کردهای سوریه نتیجه عقب‌نشینی آمریکا و موانع ساختاری منطقه‌ای است

سرویس جهان- دیوید ال. فیلیپس، کارشناس آمریکایی مسائل کردها، در تحلیلی درباره تحولات شمال و شرق سوریه، شکست پروژه خودگردانی کردها را ناشی از کاهش حمایت ایالات متحده، فشار بازیگران منطقه‌ای و ناهماهنگی‌های داخلی دانسته، اما تأکید می‌کند که کردها همچنان یک نیروی مؤثر برای ثبات و تغییر در سوریه باقی می‌مانند

به گزارش کردپرس،  از منظر دیوید فیلیپس، کارشناس مسائل کردها تحولات «اداره خودگردان شمال و شرق سوریه» را نمی‌توان صرفاً یک شکست نظامی یا سیاسی دانست، بلکه این روند نتیجه تغییر در محاسبات راهبردی بازیگران بین‌المللی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، است.
به‌گفته او، کردهای سوریه از سال ۲۰۱۴ به‌عنوان یکی از مؤثرترین شرکای زمینی ائتلاف بین‌المللی علیه داعش عمل کردند و نقش تعیین‌کننده‌ای در شکست این گروه ایفا کردند. با این حال، این همکاری بر مبنای منافع متقابل شکل گرفت و در نهایت، با تغییر اولویت‌های واشنگتن، این شراکت تضعیف شد.
فیلیپس تأکید می‌کند که نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) هزینه انسانی سنگینی در این مسیر پرداختند؛ هزاران کشته و زخمی، بهایی بود که کردها برای مبارزه با داعش و تثبیت امنیت منطقه پرداختند، بدون آنکه تضمین سیاسی پایداری دریافت کنند.
در حوزه سیاسی، او به نقش مظلوم عبدی اشاره می‌کند که تلاش داشت از طریق گفت‌وگو با دولت دمشق، راه‌حلی مبتنی بر همزیستی و ادغام تدریجی پیدا کند. توافق مارس ۲۰۲۵ با احمد الشرع از نگاه فیلیپس، یک فرصت مهم برای بازتعریف رابطه کردها با دولت مرکزی بود؛ توافقی که اصولی مانند مشارکت برابر، ادغام نهادی و مدیریت مشترک منابع را در بر داشت.
با این حال، این فرآیند به‌دلیل اختلاف بر سر «تمرکززدایی سیاسی» متوقف شد. فیلیپس معتقد است که اصرار کردها بر تضمین ساختاری برای خودگردانی، در برابر رویکرد متمرکز دمشق، به بن‌بست انجامید.
در سطح منطقه‌ای، تحلیل فیلیپس بر نقش بازدارنده رجب طیب اردوغان تأکید دارد. به‌گفته او، ترکیه با تلقی SDF به‌عنوان شاخه‌ای از حزب کارگران کردستان، هرگونه پروژه خودمختاری کردی در مرزهای جنوبی خود را تهدیدی امنیتی تلقی کرده و به‌طور مستمر در جهت تضعیف آن عمل کرده است.
فیلیپس همچنین به یک عامل ساختاری دیگر اشاره می‌کند: «چندگانگی درون‌کردی». از دید او، نبود یک استراتژی واحد میان جریان‌های مختلف کردی—از جمله تفاوت رویکرد میان مسعود بارزانی و عبدالله اوجالان—توان چانه‌زنی سیاسی کردها را کاهش داده است.
با وجود تلاش‌هایی مانند کنفرانس وحدت کردها در قامشلو در سال ۲۰۲۵، که بر سوریه‌ای غیرمتمرکز، چندقومیتی و مبتنی بر حقوق برابر تأکید داشت، این اجماع نتوانست به یک راهبرد اجرایی مؤثر تبدیل شود.
در بعد اجتماعی نیز، فیلیپس به افزایش تنش میان کردها و قبایل عرب اشاره می‌کند. به‌گفته او، اتهامات مربوط به انحصار منابع اقتصادی از سوی SDF، موجب تضعیف ائتلاف‌های محلی شد؛ ائتلاف‌هایی که پیش‌تر در نبرد با داعش نقش کلیدی داشتند.
از منظر ایدئولوژیک، فیلیپس با اشاره به تأثیر اندیشه‌های موری بوکچین بر پروژه روژاوا، معتقد است که مدل «کنفدرالیسم دموکراتیک» با وجود جذابیت نظری، در بستر پیچیده و دولت‌محور خاورمیانه، با محدودیت‌های جدی مواجه است.
در جمع‌بندی، فیلیپس تأکید می‌کند که اگرچه پروژه خودگردانی کردها در شکل فعلی با شکست مواجه شده، اما نیروهای کرد همچنان یکی از منسجم‌ترین و سکولارترین بازیگران در سوریه هستند و می‌توانند در آینده این کشور نقش‌آفرینی کنند. با این حال، تحقق مدل‌هایی مانند فدرالیسم یا تمرکززدایی عمیق، در شرایط کنونی منطقه، همچنان با موانع جدی سیاسی و امنیتی روبه‌رو است.

کد مطلب 2794582

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha