کردپرس - همزمان با آغاز پروژه احداث مسجد جامع بارزانی در اربیل و واکنشهای گسترده به ابعاد سیاسی، فرهنگی و هویتی آن، صلاحالدین خدیو، نویسنده و تحلیلگر سیاسی کرد، در یادداشتی که در دو بخش در کانال اختصاصی خود «شارنامه» منتشر کرده است، با نگاهی انتقادی به چرایی اجرای این پروژه و پیامدهای احتمالی آن برای آینده اقلیم کردستان پرداخته است. خدیو در این یادداشت، مسجد جامع بارزانی را از منظر مشروعیت سیاسی، تحولات گفتمان ملیگرایی کردی، نقش دین در سیاست، رقابت احزاب سنتی و موازنههای جدید منطقهای مورد واکاوی قرار میدهد. آنچه در ادامه میآید، متن کامل بخش نخست این یادداشت است.
نخستوزیر اقلیم کردستان با رونمایی از ابرپروژهی مسجد جامع بارزانی پا جای پای ترکیه و امارات و عربستان در مسابقهی مسجدسازی گذاشت.
مسجد بزرگ بارزانی در قلب اربیل در زمینی به مساحت ۲۰۰ هکتار و زیربنایی معادل دو میلیون متر مربع احداث میشود.
بارزانی در مراسم کلنگزنی آن گفت: این مسجد نمایشگر شکوه معماری اصیل کردی و مبشر پیوند تنگاتنگ دین و هویت ملی خواهد بود. قرار است شبستان اصلی با الهام از خیمهی عشایر کرد به یک منحنی هندسی تبدیل شود.
همانگونه که اشاره شد در حال حاضر، عربستان و ترکیه و امارات سه کشور فعال در ساخت مساجد مجلل و عظیم در جهان به شمار میروند.
دیپلماسی مسجدسازی این کشورها بخشی از سیاست برندینگ آنها و تلاش برای نفوذ فرهنگی و افزایش قدرت نرم است. اما همزمان هر یک اهدافی جداگانه را هم دنبال میکنند.
امارات متحدهی عربی اصولا با هر نوع رهیافت سیاسی از اسلام مخالف است و مسجد عظیم شیخ زائد آن بیش از آنکه مرکزی دینی باشد، یک جاذبهی گردشگری و ویترینی از ثروت و رفاه پر زرق و برق آن است. در عین حال در کنار برخی نمادهای مذهبی دیگر مبلغ اصطلاحا اعتدال و میانهروی اسلام مدل اماراتی است.
حساب ترکیه و عربستان اما تا حد زیادی فرق میکند. هر یک از این دو کشور به نحوی مدافع نحلهای از اسلام سیاسی و مداخلهجو در سازماندهی اجتماعی است و سیاست مسجدسازی بخشی از راهبرد نفوذ نرم آنها به شمار میرود.
اکنون پرسش این است که اربیل ذیل کدام سرنمون قرار میگیرد؟
علاقهی اربیل و خاندان سیاسی حاکم بر آن به الگوی حکمرانی امارات و جهتگیریهای سیاسی و اقتصادی کلان آن قابل کتمان نیست. اما تفاوتهای مهمی نیز میان آنها وجود دارد.
اسلام در اقلیم کردستان ریشههای اجتماعی و تاریخی و سیاسی عمیقتری از امارات دارد. بر خلاف عنوان تازه و نسبتا مجعول اسلام اماراتی، اسلام کردی اصطلاحی آشنا در مطالعات شرقشناسی و پژوهشهای تاریخی است که توسط مستشرقان در سدههای گذشته انجام شده است.
کردستان بر خلاف امارات یک واحد سیاسی نیمهمستقل است و بلندپروازیهای منطقهای خیلی کمتری دارد. آنچه اربیل را به صرافت احداث بزرگترین مسجد جهان در کردستان رسانده، پیش از ملاحظات خارجی، نیاز به کسب مشروعیت در داخل است.
اقلیم کردستان با بزرگترین شکاف و انقسام داخلی میان احزاب اصلی روبروست. حدود دو سال پس از برگزاری انتخابات پارلمانی نه تنها دولت تازه تاسیس نشده، بلکه اساسا پارلمان هم نشستی برگزار نکرده است.
در طول سالهای گذشته به موازات کاهش اقبال مردم به دو حزب اصلی و فرسایش پایگاه رای آنها به عنوان مبلغان ناسیونالیسم سکولار کرد، گرایش به مذهب به نحو محسوسی افزایش یافته است.
بازتاب نگرانی از این دگردیسی به صورت افزایش توسل رهبران احزاب حاکم به نمادها و استعارههای دینی قابل رصد است.
حتی احزاب تکمنظوره مانند جنبش نسل نو و جریان هەڵوێست که بر خلاف دو اردوگاه سیاسی عمدهی یکیتی و پارتی، مانند جنبشهای نسل جدید حول مسائل و اعتراضات مشخص شکل گرفتهاند از وسوسهی تمسک به جاذبههای مذهبی و استفاده از احساسات و عواطف دینی در امان نیستند.
حزب دمکرات کردستان به عنوان بزرگترین حزب اقلیم کردستان از تغییر ذائقهی مردم و فرسودگی پایگاه رای سنتی احزاب موجود آگاه است. هم اکنون شباهتهای پارتی و یکیتی که از دل انشقاق سیاسی سال ۱۹۶۴ در جنبش ملی کرد زاده شدند، خیلی بیشتر از تفاوتهایشان است.
در کردستان شهریشدهی امروز به هیچوجه مانند دهههای ۷۰ و هشتاد نمیتوان پارتی را نمایندهی کردستان روستایی و بیشتر محافظهکار و سنتی و رقیبش را برخاسته از بخشهای شهری و متجددتر جامعه دانست.
بر عکس هر دو به نحوی به احزاب منطقهای تبدیل شده اند که رایدهندگان بیشتر بر اساس «قسمی عادتوارهی نسلی» به آنها رای میدهند. عادتی که با رسیدن نسلهای جوانتر و جهانوطنتر رو به زوال است و زنگ خطر را نزد اتاقهای فکر احزاب بلند کرده است.
از این رو جستجوی یک پایگاه رای گستردهتر و قابل اطمینان از رهگذر نوعی دینیسازی گلخانهای نمیتواند مورد نظر قرار نگیرد.
احزاب اسلامی اقلیم هم یک عامل مشوق هستند. درست است که این احزاب که بر اساس رهیافتهای سیاسی و انقلابی از اسلام و هویت اسلامی تاسیس شدند، مانند دیگر احزاب با افول و کاهش هوادار روبرو هستند. اما در سالهای اخیر گامهایی بلند و شتابان به سوی ملیگرایی کرد و آرمان کردستان مستقل برداشتهاند. نسلهای جوانتر و برخی چهرههای تاثیرگذار آنان با تاملات جدید دربارهی پذیرش سکولاریسم و تفاسیر لیبرالی از اسلام، به سمت صورتبندی گفتمان سیاسی جدیدی میروند که بالقوه ظرفیت اقناع و پذیرش در میان توده و جریان اصلی سیاست دارد.
در کنار این موارد، نباید برخی ملاحظات خاص سیاسی و ژئوپولتیک را هم نادیده گرفت. با تحولات پیشآمده در خاورمیانه که از قضا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گوشههایی از آن را نمایان کرد، متوازنسازی روابط خارجی و تنوعبخشی به شرکای منطقهای و فرامنطقهای نمیتواند مد نظر رهبران کرد قرار نگیرد.
مسجد جامع بارزانی میتواند نوعی اسم رمز عملیاتی سیاسی تحت نام بازگشت کردها به جهان اسلام و امت اسلامی باشد. دهههای متمادی ناسیونالیسم چپگرا و سپس سکولار کرد در پی ترویج این ایده بود که کردها از سوی برادران مسلمان خود طرد و سرنوشت آنها کاملا به قدرتهای بزرگ غربی گره خورده است.
با افول نسبی حضور و نفوذ غرب در منطقه و اهمیت یافتن نقش قدرتهای منطقهای نظیر ترکیه، ایران و عربستان، نیاز به اصلاح و جرح و تعدیل رهیافت بالا، به بخشی از یک ملاحظهی ژئوپولتیک مرتبط با امنیت ملی بدل شده است.
مسجد جامع بارزانی اربیل را به گذشتهی تاریخی و مدرسی خود به عنوان یکی از کانونهای اسلام سنی در کردستان پیوند میزند. امری که با ملاحظات سیاسی و راهبردی حزب حاکم و تعریف جایگاه آن در محوربندی منطقهای و اتحاد با کشورهایی چون ترکیه و عربستان و جایگاه داخلی آن در سیاست عراق همراستاست.
علاوه بر این تاکید مجدد و دیرهنگام روی هویت دینی و هویت کردی، ظرفیتهای مغفولی را فراروی ناسیونالیسم کرد قرار میدهد.
شایان ذکر است که نخستین بروز و ظهور ناسیونالیسم کرد در اواخر قرن نوزده نه از طریق منورالفکران مکلا بلکه از درگاه مساجد و خانقاهها و روحانیون و مشایخ اتفاق افتاد.
حزب دمکرات کردستان که ریشههای مهمی در یک خانقاه نقشبندی دارد، به صورت طبیعی مستعد برساختن تلفیق دین و ناسیونالیسم است و دست آن در اینباره از رقبا پرتر است.
علیرغم همهی این موارد، آیا میتوان بدون بیم از چالشها و مشکلات ناشی از قانون عواقب ناخواسته یک سیاست دینی گلخانهای و کنترلشده را پیش برد؟
کردستان امارات متحدهی عربی نیست که یک دولت اقتصادی تمام عیار با اکثریت جمعیت غیربومی و نامسلمان به شمار میرود.
اسلام در کردستان از نفوذی عمیق و بیهمتا برخوردار است و بازی با کارت آن نمیتواند خالی از خطر باشد.
علاوه بر آن در یک فضای منقسم، حزب رقیب بیتردید به جبران مافات پرداخته و برای دلربایی از گروههای اجتماعی محافظهکار و مذهبی، سخاوت بیشتری به خرج میدهد.
بدون فهرستی از اصلاحات بنیادین سیاسی و اقتصادی که در درجهی اول به تفرق موجود خاتمه دهد و در مراحل بعد از غلظت حزبسالاری موجود بکاهد، هیچ سیاست راستینی موفق نخواهد شد.

نظر شما