۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۲

نماینده مریوان یا نماینده باشماق؟

وقتی یک مرز، از یک حوزه انتخابیه بزرگ‌تر می‌شود
نماینده مریوان یا نماینده باشماق؟

سرویس کردستان - در سیاست، گاهی آنچه یک مسئول را قضاوت می‌کند، نه فقط کارنامه او، بلکه تصویری است که از اولویت‌هایش در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد. ممکن است یک نماینده ده‌ها سخنرانی درباره توسعه داشته باشد، اما اگر بخش عمده اخبار، مواضع و تحرکات او پیرامون یک موضوع خاص متمرکز شود، طبیعی است که مردم از خود بپرسند: اولویت واقعی او چیست؟

کرد پرس - این روزها چنین پرسشی در مریوان و سروآباد بیش از گذشته شنیده می‌شود؛ پرسشی که نه از سر هیجان سیاسی، بلکه از دل یک مطالبه عمومی برمی‌خیزد. مردمی که انتظار داشتند نماینده‌شان در مجلس، صدای مطالبات آنان در حوزه اشتغال، سرمایه‌گذاری، توسعه زیرساخت‌ها، بهبود خدمات درمانی، ارتقای آموزش، حمایت از تولید و کاهش محرومیت باشد، اکنون می‌خواهند بدانند چرا بخش مهمی از فضای سیاسی منطقه به مرز باشماق و تحولات پیرامون آن گره خورده است. آیا منافعی خاصی در این بین وجود دارد که این همه برای نماینده محترم دارای اهمیت بیش از حد شده است.

هیچ‌کس در اهمیت مرز باشماق تردید ندارد. این مرز یکی از ارزشمندترین ظرفیت‌های اقتصادی غرب کشور است؛ دروازه‌ای که اگر با مدیریت صحیح، شفاف و آینده‌نگر اداره شود، می‌تواند به موتور محرک توسعه منطقه تبدیل شود. اما درست به همین دلیل، باشماق نباید به محور اصلی همه منازعات و تحرکات سیاسی با چاشنی اقتصادی بدل شود. ظرفیت‌های اقتصادی زمانی به ثروت عمومی تبدیل می‌شوند که در سایه ثبات مدیریتی، شفافیت و برنامه‌ریزی بلندمدت اداره شوند، نه در فضایی که افکار عمومی آن را سرشار از حاشیه و کشمکش تلقی کند یا اینکه بخش هایی از آن تبدیل به حیاط خلوت های خاص همراه با رانت باشد. البته ناگفته نماند که به تازگی منطقه آزاد بانه – مریوان هم به دغدغه های مهم جناب نماینده بدل شده تا جایی که رفت و آمدهای او به وزارت خانه های مربوط با این چاشنی رو به فزونی است. کدام منافع آنجا خوابیده و کدام بخش را که باشماق پوشش نمی دهد می خواهند از دل آن در آوردند خود سئوالی جدید است.

نماینده مجلس، بر اساس قانون، وظیفه نظارت و پیگیری مطالبات مردم را بر عهده دارد. این حق اوست که درباره عملکرد دستگاه‌ها سؤال کند، تذکر بدهد یا از مسئولان پاسخ بخواهد. اما در کنار این حق، یک مسئولیت نیز وجود دارد؛ مسئولیت ایجاد این اطمینان که همه این اقدامات در راستای منافع عمومی است و نه آن‌گونه که گاه در افکار عمومی برداشت می‌شود، صرفاً معطوف به یک حوزه یا یک موضوع خاص.

واقعیت این است که مردم مریوان و سروآباد امروز با مسائل پیچیده‌تری روبه‌رو هستند. نرخ بیکاری، مهاجرت نیروهای جوان، کمبود فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ضعف برخی زیرساخت‌های ارتباطی، مشکلات بخش کشاورزی، دغدغه‌های فعالان اقتصادی و کاهش قدرت خرید، هر یک به تنهایی می‌تواند محور اصلی فعالیت یک نماینده باشد. از چنین منظری، افکار عمومی انتظار دارد وزن این مسائل در دستور کار نماینده، به مراتب سنگین‌تر از حاشیه‌های سیاسی باشد.

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر نماینده، «اعتماد عمومی» است. این سرمایه نه با شعار به دست می‌آید و نه با تبلیغات حفظ می‌شود؛ بلکه نتیجه شفافیت، پاسخگویی و تمرکز بر مسائل واقعی مردم است. هر زمان که فاصله میان مطالبات جامعه و تصویر عمومی از عملکرد یک مسئول افزایش پیدا کند، این سرمایه نیز به همان نسبت آسیب می‌بیند.

در سیاست، گاهی یک برداشت عمومی، حتی اگر کاملاً منطبق با واقعیت نباشد، خود به یک واقعیت سیاسی تبدیل می‌شود. وقتی در گفت‌وگوهای روزمره مردم این جمله شنیده می‌شود که «نماینده بیشتر از آنکه نماینده مریوان و سروآباد باشد، نماینده باشماق است»، نباید آن را صرفاً یک شوخی یا کنایه تلقی کرد. این جمله، بازتاب یک نگرانی است؛ نگرانی از اینکه مبادا اولویت‌های توسعه‌ای منطقه، زیر سایه یک موضوع خاص قرار گرفته باشد.

باشماق باید در خدمت توسعه مریوان و سروآباد باشد، نه اینکه توسعه مریوان و سروآباد در حاشیه باشماق قرار گیرد. فلسفه وجودی یک مرز، ایجاد فرصت برای مردم است؛ اگر روزی مردم احساس کنند که همه نگاه‌ها به مرز دوخته شده اما سهم آنان از توسعه، اشتغال و رفاه تغییری نکرده است، طبیعی خواهد بود که پرسش‌های جدی‌تری مطرح کنند.

نکته جالب آنکه در زبان ترکی، واژه «باشماق» به معنای «کفش» است. شاید این صرفاً یک هم‌نامی زبانی باشد، اما در فضای سیاسی منطقه، این واژه به بستری برای یک کنایه اجتماعی تبدیل شده است؛ کنایه‌ای که می‌گوید مبادا آن‌قدر همه مسیرها به «باشماق» ختم شود که مسیر اصلی نمایندگی، یعنی پیگیری همه‌جانبه مطالبات مردم، به حاشیه رانده شود.

نمایندگی مجلس، مأموریت اداره یک مرز نیست؛ مأموریت نمایندگی یک جامعه است. جامعه‌ای با هزاران مطالبه، ده‌ها مسئله و صدها ظرفیت مغفول. موفقیت یک نماینده را نه تعداد حاشیه‌هایی که پیرامون او شکل گرفته، بلکه میزان تأثیر او بر بهبود زندگی مردم تعیین می‌کند.

نماینده فعلی مریوان نه امیدی برای حوزه انتخابیه آفریده است و نه نگاه کریمانه داشته است. بجز میدان دادن به معدود فاسدان اقتصادی کار دیگری از پیش نبرده است.

دستگیری اطرافیان و نزدیکان برخی منتسبان به او گواه بر سو استفاده از بستر نمایندگی می‌باشد.  بیشترین تمرکز نماینده بر باشماق و گماردن نزدیکان به پستهای کلیدی مرز در اختیار گرفتن گلوگاه‌های درامدی تفسیری بجز فساد فرا گیر نماینده و اطرافیانش ندارد. 

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که مردم در پایان دوره نمایندگی، چه چیزی را به یاد خواهند آورد؟ آیا از نماینده‌ای سخن خواهند گفت که توانست اقتصاد منطقه را متحول کند، سرمایه‌گذاری جذب کند، زیرساخت‌ها را توسعه دهد و امید را به جامعه بازگرداند؟ یا از نماینده‌ای که نامش بیش از هر چیز با یک مرز و حاشیه‌های پیرامون آن گره خورد؟

پاسخ این پرسش را نه مخالفان خواهند نوشت و نه موافقان؛ آن را عملکرد، شفافیت و قضاوت مردم رقم خواهد زد.

ادامه دارد.......

کد مطلب 2796830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha