کردپرس- ١٠ روز از سالگرد بمباران شیمیایی سردشت گذشته است؛ ده روزی که میتوانست آغازگر یک بیداری تازه باشد، اما مانند سالهای گذشته در سکوت سپری شد. همین سکوت، خود گواه واقعیتی تلخ است: سردشت تنها یکبار با بمبهای شیمیایی هدف قرار نگرفت؛ این شهر در چهار دهه گذشته، بارها با سلاحی خاموشتر اما ویرانگرتر آسیب دیده است؛ سلاحِ محرومیت، فراموشی و بیتوجهی.
امروز، آنچه بیش از آثار گاز خردل مردم سردشت را رنج میدهد، استمرار عقبماندگی و عادی شدن این وضعیت است. مسئولی که کمبود بودجه را بهانه میکند، مدیری که اجرای طرحها را به آینده موکول میکند، نهادی که مسئولیت را به دیگری واگذار میکند و حتی شهروندی که میگوید «از دست من کاری ساخته نیست»، هرکدام به نوعی در تداوم این شرایط سهم دارند.
این پرسش همچنان پابرجاست: چرا نام «حلبچه» در حافظه جهانی جایگاهی شناختهشده یافته است، اما «سردشت» هنوز آنگونه که شایسته است به افکار عمومی جهان معرفی نشده؟ چرا «هیروشیما» به نماد جهانی مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی تبدیل شده است، اما سردشت ــ به عنوان نخستین شهر قربانی حملات شیمیایی گسترده علیه غیرنظامیان در جهان و نخستین شهر ایران در این فاجعه ــ هنوز جایگاه واقعی خود را در روایتهای ملی و بینالمللی نیافته است؟
مسئله سردشت تنها درمان جانبازان شیمیایی نیست؛ مسئله، توسعه همهجانبه شهری است که هزینهای سنگین برای دفاع از این سرزمین پرداخت کرده است. چرا پس از چهار دهه، راههای ارتباطی این منطقه هنوز با استانداردهای مطلوب فاصله دارند؟ چرا اشتغال پایدار همچنان بزرگترین دغدغه جوانان این منطقه است؟ چرا زیرساختهای آموزشی، بهداشتی، صنعتی، گردشگری و کشاورزی سردشت متناسب با ظرفیتهای گسترده آن توسعه نیافتهاند؟ چرا محیطزیستی که خود قربانی جنگ بوده، همچنان با بیتوجهی مواجه است؟
پاسخ این پرسشها را نباید تنها از دیگران مطالبه کرد؛ هرکدام از ما نیز باید سهم خود را در این مسیر پیدا کنیم. اگر بزرگداشت سردشت تنها به برگزاری مراسم سالگرد محدود شود و مطالبهگری مستمر، پیگیری عمومی و مسئولیت اجتماعی شکل نگیرد، شرایط موجود همچنان ادامه خواهد یافت.
امروز این مسئولیت تاریخی بیش از هر زمان دیگری متوجه نگاه دولت است. توسعه سردشت نباید صرفاً یک پروژه عمرانی معمولی تلقی شود؛ بلکه باید گامی برای جبران بخشی از خسارتهای تاریخی این شهر باشد.
مأموریت مسئولان استانی، اجرای واقعی و ملموس طرحهاست؛ همانگونه که نمایندگان مجلس باید با استفاده از ابزارهای نظارتی خود، روند اجرای برنامهها را پیگیری کنند و وزارت امور خارجه نیز موضوع حقوق قربانیان را در مجامع بینالمللی دنبال کند. در کنار این نهادها، رسانهها، سازمانهای مردمنهاد، هنرمندان و دانشگاهیان نیز وظیفه دارند با روایت مستمر رنجهای جانبازان شیمیایی و معرفی ظرفیتهای بومی، اجازه ندهند این حقیقت تاریخی به فراموشی سپرده شود. اما مهمتر از همه، این پرسش در برابر تکتک ما قرار دارد: آیا به محرومیت و مظلومیت سردشت عادت کردهایم؟
اگر پاسخ مثبت باشد، باید بپذیریم که خطرناکترین تهدید امروز سردشت دیگر سلاح شیمیایی نیست؛ بلکه بیتفاوتی و به تعویق افتادن عدالت است. فراموشی، حافظه تاریخی یک ملت را تضعیف میکند؛ بیتفاوتی، روح مطالبهگری را از بین میبرد و تأخیر در تحقق عدالت، فرصتهای توسعه را از نسلهای آینده میگیرد.
سالگرد بمباران شیمیایی سردشت نبایدصرفاً یک مناسبت تقویمی باشد؛ بلکه باید نقطه آغاز حرکتی ملی برای تحقق توسعه متوازن و پاسداشت کرامت قربانیان جنگ باشد. امروز زمان آن است که توسعه سردشت ــ از تکمیل زیرساختهای حملونقل وخدمات درمانی گرفته تا ایجاد اشتغال، حفاظت ازمحیطزیست و پیگیری حقوقی این فاجعه در سطح بینالمللی ــ به یک مطالبه عمومی و جدی تبدیل شود.
نزدیک به چهار دهه گذشته است. روزها میگذرند،اماهنوز فرصت تغییر باقی است.اگر هرنهاد،هر مسئول و هر شهروند،سهم خود را بپذیرد،سردشت میتواند از نماد رنج و مظلومیت، به نماد عدالت، همبستگی وتوسعه پایدار تبدیل شود.
من، به عنوان نویسنده و مطالبهگری از دیار سردشت،ضمن اعلام آمادگی عملی در صورت نیاز، با قلم خودهر آنچه در توان دارم برای زنده نگه داشتن این حرکت انجام خواهم داد و از این پس،هر ماه دستکم یک مقاله در این مسیر منتشر خواهم کرد. اما قلم من به تنهایی کافی نیست؛ شهروند گرامی با مشارکت خود، مسئول محترم با تعهد و عمل خود و نماینده مجلس با استفاده از ظرفیتهای قانونی خود، تا چه اندازه برای این عهد ملی آستین بالا خواهند زد؟
پس بیایید این عهد را سرلوحه قرار دهیم؛ آن را بر دیوارهای شهر حک کنیم، در فضای مجازی گسترش دهیم و تا رسیدن به هدف، هر روز آن را تکرار کنیم:«سردشت ترحم نمیخواهد؛ عدالت میخواهد.»
منبع؛ سیروان

نظر شما